خرید بک لینک
ارسال SmS رایگان با برنامه ی free call
با این برنامه شما میتوانید براحتی هر کجای دنیا که میخواهی اس ام اس مجانی بفرستی بدون اینکه شماره تون بیفته. باهاش هم میشه تلفن زد اما برای ایران پولی هستش.کار کردن هم باهاش سخت نیستش. بعد از اینکه برنامه را دانلود و نصب کردی .یک صفحه براتون باز میشه که مشخصات خودتون باید بدید. در قسمت User Name هر اسمی که بدید برای کسی که اس ام اس میفرستی اون اسم نشون داده میشه و میتونی هر اسمی که دلت میخواد بهش بدی. شماره موبایل هم نمی خواد. البته اگر خواستی شماره موبایلتون هم برای طرف نشان داده بشه میتونید شماره موبایل هم بدید. اما قبل از فرستادن اس ام اس برنامه یک کد به موبایلتون میفرسته که باید اونو جایی که برنامه میخواد وارد کنید.
وقتی که برنامه کاملا نصب شد از گزینه های بالا اس ام اس را انتخاب کرده و در قسمت My Phoner شماره موبایل خودتون( اگر نخواستی خالی بگذارید) و در قسمت To شماره موبایل کسی که میخواین بهش اس ام اس بزنید. در قسمت SMS Text هم متن خودتون را تایپ میکنید. متنتون هم نباید بیشتر از ۱۶۰ کارکتر داشته باشه. در آخر هم send میزنی.
حجم برنامه : (4Mb)

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 29 / 12 / 1393 ساعت: 22:18

یک برنامه فوق العاده می باشد که با استفاده از آن قادر خواهید بود به راحتی با دوستان خود به مکالمه رایگان بپردازید و از امکانات آن بهره مند شوید. این برنامه با استفاده از سرویس Google Voice به شما امکان می دهد از طریق اینترنت با دوستان خود به صورت نامحدود و با کیفیت بالا به مکالمه بپردازید بدوت اینکه هیچ هزینه ای پرداخت نمایید! از ویژگی های دیگر برنامه می توان به وجود شماره گیر و دفترچه تلفن اشاره نمود. برای دانلود و تصاویر بیشتر از محیط برنامه به ادامه مطلب مراجعه نمایید. دانلود برنامه تماس رایگان GrooVe IP - Free Calls + Text v2.0.6 اندروید, ۲٫۸ out of 5 based on 25 ratings

 

دانلود برنامه در ادامه مطالب

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 29 / 12 / 1393 ساعت: 22:17

نرم افزار Proxomitron جهت رایگان سازی نت رایتل , ایرانسل , ADSL و ... + آموزش در ادامه مطلب

 

آموزش:

 

1- شارژتون باید صفر باشه

 

2- نرم افزار رو باز کنید و وقتی وارد شدید Headers بعد که باز شد

 

3- برید آخرش که نوشته x-online-host

 

4- بازش کنید و در آخرین بخشش آدرس اتمام شارژ سیمکارتتون رو بدید

 

برای ایرانسل :/http://www.irancell.ir/portal/theme/GPRS%20Without%20Direct%20Topup/index.html

 

برای رایتل : http://www.rightel.ir/credit.html/

 

هیچ مسولیتی در قبال سوختن سیمکارت یا مسدود شدن آن پذیرفته نمی شود و این برنامه در سطح اینترنت آزاد وجود دارد...

دانلود برنامه در ادامه مطالب

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 29 / 12 / 1393 ساعت: 22:15

سلام دوستان اینبار میخوام واسه شما یه سایتی که چت روم رایگان تو اون میشه ساخت براتون معرفی کنم

تو این سایت میتونید واسه خودتون چت روم بسازید و اونو به دوستاتون معرفی کنید

آدرس :http://chata.ir/

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 29 / 12 / 1393 ساعت: 22:12

عکس  Rabar Khaldei

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 29 / 12 / 1393 ساعت: 22:11

عکس  Lm Maryam

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 29 / 12 / 1393 ساعت: 22:10

ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﺮﻓﺖ: ﺧﺪﺍ
ﮔﻔﺖ:ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﺁﺩﻡ ، ﺑﺎ ﺗﻮ ﺭﺍﺯﯼ ﺩﺍﺭﻡ ...ﺍﻧﺪﮐﯽ ﭘﯿﺸﺘﺮ
ﺁﯼ .... ﺁﺩﻡ ﺁﺭﺍﻣﻮ ﻧﺠﯿﺐ ﺁﻣﺪ ﭘﯿﺶ !!!...ﺯﯾﺮ ﭼﺸﻤﯽ ﺑﻪ
ﺧﺪﺍ ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺖ ...ﻣﺤﻮ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻏﻢ ﺁﻟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ، ﺩﻝ ﺍﻧﮕﺎﺭ
ﮔﺮﯾﺴﺖ !!...ﮔﻔﺖ : ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﺁﺩﻡ ، ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺷﮏ
ﺯﭼﺸﻤﺎﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﮑﯿﺪ ...ﯾﺎﺩﻣﻦ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺑﺲ ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ ...
ﺑﻐﺾ ﺁﺩﻡ ﺗﺮﮐﯿﺪ ... ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﻟﺮﺯﯾﺪ ... ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ:
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﮔﻞ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ ... ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ
ﻋﺮﺵ ... ﻧﻪ ... ﻧﻪ ... ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺖ ﺍﯼ ﻫﺴﺘﯽ
ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ !!!....ﺁﺩﻡ ﮐﻮﻟﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ
ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ....ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﺳﺨﺖ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺷﺖ ... ﺭﺍﻫﯽ
ﻇﻠﻤﺖ ﭘﺮﺷﻮﺭ ﺯﻣﯿﻦ .... ﺯﯾﺮ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺯ ﺷﻨﯿﺪ ...
ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﺁﺩﻡ ....
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻦ .... ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﮔﻠﻬﺎﯼ
ﺑﻬﺸﺖ ....ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﻪ ﯼ ﮔﻨﺪﻡ .... ﺗﻮ ﻓﻘﻂ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺵ .

'ﺣﻀﺮﺕ ﺍﺩﻡ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﻬﺸﺖ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﻣﯿﺮﻓﺖ: ﺧﺪﺍ
ﮔﻔﺖ:ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﺁﺩﻡ ، ﺑﺎ ﺗﻮ ﺭﺍﺯﯼ ﺩﺍﺭﻡ ...ﺍﻧﺪﮐﯽ ﭘﯿﺸﺘﺮ
ﺁﯼ .... ﺁﺩﻡ ﺁﺭﺍﻣﻮ ﻧﺠﯿﺐ ﺁﻣﺪ ﭘﯿﺶ !!!...ﺯﯾﺮ ﭼﺸﻤﯽ ﺑﻪ
ﺧﺪﺍ ﻣﯿﻨﮕﺮﯾﺴﺖ ...ﻣﺤﻮ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﻏﻢ ﺁﻟﻮﺩ ﺧﺪﺍ ، ﺩﻝ ﺍﻧﮕﺎﺭ
ﮔﺮﯾﺴﺖ !!...ﮔﻔﺖ : ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﺁﺩﻡ ، ﻗﻄﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺷﮏ
ﺯﭼﺸﻤﺎﻥ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﭼﮑﯿﺪ ...ﯾﺎﺩﻣﻦ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺑﺲ ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ ...
ﺑﻐﺾ ﺁﺩﻡ ﺗﺮﮐﯿﺪ ... ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﺶ ﻟﺮﺯﯾﺪ ... ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﮔﻔﺖ:
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﮔﻞ ﻫﺎﯼ ﺑﻬﺸﺖ ... ﻣﻦ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ
ﻋﺮﺵ ... ﻧﻪ ... ﻧﻪ ... ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺖ ﺍﯼ ﻫﺴﺘﯽ
ﻣﻦ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ !!!....ﺁﺩﻡ ﮐﻮﻟﻪ ﺍﺵ ﺭﺍ
ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ ....ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﺳﺨﺖ ﻗﺪﻡ ﺑﺮﻣﯿﺪﺍﺷﺖ ... ﺭﺍﻫﯽ
ﻇﻠﻤﺖ ﭘﺮﺷﻮﺭ ﺯﻣﯿﻦ .... ﺯﯾﺮ ﻟﺒﻬﺎﯼ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺯ ﺷﻨﯿﺪ ...
ﻧﺎﺯﻧﯿﻨﻢ ﺁﺩﻡ ....
ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻦ .... ﻧﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯼ ﮔﻠﻬﺎﯼ
ﺑﻬﺸﺖ ....ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﻪ ﯼ ﮔﻨﺪﻡ .... ﺗﻮ ﻓﻘﻂ
ﯾﺎﺩﻡ ﺑﺎﺵ .'

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 29 / 12 / 1393 ساعت: 22:10

- آیا میدانید....
ایران دومین کشور غمگینه جهانه؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دوستان یه همت کنید،یکم دیگه ناله کنیم اول میشیم. نخندسوم میشیمااا

'- آیا میدانید....
ایران دومین کشور غمگینه جهانه؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
دوستان یه همت کنید،یکم دیگه ناله کنیم اول میشیم. نخندسوم میشیمااا'

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 29 / 12 / 1393 ساعت: 22:09

عکس  Saman Tanha

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 29 / 12 / 1393 ساعت: 22:09

شوهرش چند ماه بود که در بیمارستان بسترى بود.
بیشتر وقت ها در کما بود و گاهى چشمانش را باز مى کرد و کمى هوشیار مى شد.
امّا در تمام این مدّت، همسرش هر روز در کنار بسترش بود.
یک روز که او دوباره هوشیاریش را به دست آورد ازش خواست که نزدیک تر بیاید.
صندلیش را به تخت چسباند و گوشش را نزدیک دهان شوهرش برد تا صداى او را بشنود.
شوهرش که صدایش بسیار ضعیف بود در حالى که اشک در چشمانش حلقه زده بود به آهستگى گفت:
«تو در تمام لحظات بد زندگى در کنارم بوده اى. وقتى که از کارم اخراج شدم تو کنار من نشسته بودى. وقتى که کسب و کارم را از دست دادم تو در کنارم بودى. وقتى خانه مان را از دست دادیم، باز هم تو پیشم بودى. الان هم که سلامتیم به خطر افتاده باز تو همیشه در کنارم هستى. و مى دونى چى می خوام بگم؟»
همسرش در حالى که لبخندى بر لب داشت گفت: «چى مى خواى بگى عزیزم؟»
شوهرش گفت: «فکر مى کنم وجود تو براى من بدشانسى میاره! پاشو برو گمشو تا نمردم»

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 29 / 12 / 1393 ساعت: 1:23

'؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟'

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 29 / 12 / 1393 ساعت: 1:23

'شير پر چرب'
 

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 29 / 12 / 1393 ساعت: 1:22

عکس  مرد تنها

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 29 / 12 / 1393 ساعت: 1:21

عکس  Mohammad Heidari

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 29 / 12 / 1393 ساعت: 1:21

 
 
 

گاهی عکسی را میسوزانیم....
گاهی عکس ما را میسوزاند...

گاهی با دیدن یک عکس ساعت ها گریه می کنیم...

گاهی سال ها با یک عکس زندگی میکنم...

گاهی برای یک عکس التماس میکنیم...

گاهی...

.

.

.

.

راستی خاطره ها با آدم چه ها که نمی کنند ...؟؟!!                      

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 20 / 12 / 1393 ساعت: 19:21

 

عشق لالایی بارون تو شباست

نم نم بارون پشت شیشه هاست

لحظه ی شبنم و برگ گل یاس

لحظه ی رهایی پرنده هاست

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی

تو خود عشقی که شوق موندنی

غم تلخ و گنگ شعرای منی

وقتی دنیا درد بی حرفی داره

تویی که فریاد دردای منی

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی

دستای تو خورشید و نشون می دن

چشمای بسته مو بیدار می کنن

صدای بال پرنده رو لبات

تو گوشام دوباره تکرار می کنن

زندگی وقتی که بیزاری باشه

روز و شبهاش همه تکراری باشه

شاید عشق برای بعضی عاشقا

لحظه ی بزرگ بیداری باشه

عشق لالایی بارون تو شباست

نم نم بارون پشت شیشه هاست

لحظه ی عزیز با تو بودنه

آخرین پناه موندن منه

تو خود عشقی که همزاد منی

تو سکوت من و فریاد منی ...                      

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 20 / 12 / 1393 ساعت: 19:18

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 20 / 12 / 1393 ساعت: 19:15

میزی برای کار

کاری برای تخت

تختی برای خواب

خوابی برای جان

جانی برای مرگ

مرگی برای یاد

یادی برای سنگ
...
این بود زندگی
 

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 19 / 12 / 1393 ساعت: 16:42

خداوند دوبار به کار انسانها می خندد ...

دفعه اول

زمانی است که می خواهد کسی را به اوج برساند

درحالی که تمام دنیا سعی می کنند که او را به زمین بزنند

دفعه دوم

زمانی است که می خواهد کسی را به زمین بزند

در حالی که تمام دنیا می خواهند او را به اوج برسانند .

 

قربونت برم خدا ؛ تو بخند بر حیله های بدخواهان

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 19 / 12 / 1393 ساعت: 16:41

در روی زمین به تکبر راه مرو که نمی توانی زمین را بشکافی و هرگز قامتت به بلندای کوهها نمی رسد.

 اسراء آیه ۳۷

اي فرزند آدم ! اندوه روز نيامده را بر امروزت ميفزا، زيرا اگر روز نرسيده، از عمر تو باشد خدا روزي تو را خواهد رساند.

حضرت علی(ع)

بخشنده ترین مردم کسی است که در هنگام قدرت می بخشد.

امام حسین(ع)

یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت.

پروفسور حسابی

خداوندا دستهایم خالی است ودلم غرق در آرزوها -یا به قدرت بیکرانت دستانم را توانا گردان یا دلم را ازآرزوهای دست نیافتنی خالی کن

کوروش کبیر

ساعتها را بگذارید بخوابند ، بیهوده زیستن را نیازی به شمردن نیست .

دکتر علی شریعتی

هیچ دعائی بالاترازاین نیست که خدا ما را از خودش دور نکندوهیچ دردی هم بالاترازدردهجران نیست .

الهی قمشه ای

من در تولد خود نقشی نداشتم و در مرگ خود نیز نقشی ندارم ، نقش من فقط در زندگی من است.

گوته

برای دشمنانت کوره را آنقدر داغ مکن که حرارتش خودت را نیز بسوزاند.

ویلیام شکسپیر

انسان اگر فقیر و گرسنه باشد بهتر از آن است که پست و بی عاطفه باشد.
چارلی چاپلین
مرد بي شهامت كسي است كه در جايي كه بايد اعتراف كند، خاموش بنشيند.
آبراهام لينكلن

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 19 / 12 / 1393 ساعت: 16:41

 مدتها بود که گنجشک با خدا هیچ سخنی نمی گفت......

فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند ، و هر بار خدا به فرشتگان می گفت:

من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود ، و یگانه قلبی که دردهایش را در خود نگه می دارد

سرانجام گنجشک روی شاخه از درختان دنیا نشست ، فرشتگان چشم به لب هایش دوختند...

گنجشک هیچ نگفت...

وخدا لب به سخن گشود و گفت:

با من بگو از آنچه سنگینی سینه توست

گنجشک گفت:لانه کوچکی داشتم آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام!

طوفانت آن را از من گرفت!...

تنها داراییم همان لانه محقر بود، که آن هم!....

و سنگینی بغض راه را بر کلامش بست.... سکوتی در عرش طنین انداز شد.....

همه فرشتگان سر بر زیر انداختند.

خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود و تو خواب بودی. به باد گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آنگاه تو از کمین مار پر گشودی.

گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود

خدا گفت: چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به

دشمنی ام برخاستی....!!!

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت.

های هایِ گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد .......

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 19 / 12 / 1393 ساعت: 16:40

هرگز به آدم ها نخند !!

به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !


به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !

به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !

به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !

به دستان پدرت...

به جارو کردن مادرت...

به راننده ی چاق اتوبوس...

به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...

به راننده ی آژانسی که چرت می زند...

به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند...

به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند...

به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد...

به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...

به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...

به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی...

به هول شدن همکلاسی ات پای تخته...

به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی...

به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی...

نخند ...

نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...

که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:

آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.

آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...

بار می برند...

بی خوابی می کشند...

کهنه می پوشند...

جار می زنند...

سرما و گرما را تحمل می کنند...

و گاهی خجالت هم می کشند

خیلی ساده ... نخند دوست من!!!

هرگز به آدم ها نخند


خدا به این جسارت تو نمی خندد ؛ اخم میکند.

 

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 19 / 12 / 1393 ساعت: 16:39

زن و شوهر پیری با هم زندگی می کردند. پیر مرد همیشه از خروپف همسرش شکایت داشت و پیر زن

 هرگز زیر بار نمی رفت و گله های شوهرش رو به حساب بهانه گیری های او می گذاشت. این بگو مگوها

 همچنان ادامه داشت. تا اینکه روزی پیر مرد فکری به سرش زد و برای اینکه ثابت کند زنش در خواب

 خروپف می کند و آسایش او را مختل کرده است ضبط صوتی را آماده می کند و شبی همه سر و صدای

  خرناس های گوشخراش همسرش را ضبط می کند. پیرمرد صبح از خواب بیدار می شود و شادمان از

 اینکه سند معتبری برای ثابت کردن خروپف های شبانه او دارد به سراغ همسر پیرش می رود و او را صدا

  می کند، غافل از اینکه زن بیچاره به خواب ابدی فرو رفته است!

 از آن شب به بعد خروپف های ضبط شده پیرزن، لالایی آرام بخش شبهای تنهایی او می شد.

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 19 / 12 / 1393 ساعت: 16:38

 داشت دفترمشقش را جمع می کرد.چشمش افتاد به روزنامه ای که مادر روی آن برای

همسایه ها سبزی پاک کرده بود.تیترش یک "سه" بود با بینهایت "صفر"جلوش.

عدد"سه"ناگهان او را از جا پراند.

- بابا، پس فردا با بچه های مدرسه می برنمون اردو. سه هزار تومن می دی؟

بابا سرش را بلندنکرد.باصدایی آرام گفت:فردا یه کم بیشتر مسافر می برم، سه هزار تومن

هم به تو میدم.

با وعده شیرین بابا خوابید.

صبح زود، رفت کنارپنجره. پرده را کنار زد. باران ریزوتندی می بارید.قطره های باران برای

رسیدن به زمین مسابقه گذاشته بودند. بند دلش پاره شد:آخه توی این بارون که مسافر

سوار موتور بابام نمی شه.

اشک توی چشمهایش حلقه زد. از پشت پنجره آمد کنار. یک قطره اشک از روی صورتش

چکید روی یکی از بینهایت "صفر"هایی که جلوی عدد "سه" رژه می رفتند

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 19 / 12 / 1393 ساعت: 16:37

با پایان غرور، مردانگی آغاز می شود.

 

بی صبری در راه موفقیت، مانع بزرگی است.

ثروت را برای زندگی بخواهید، نه زندگی را برای ثروت.

اگر می خواهی هستی را بشناسی خود را بشناش.

مغرور بودن به دانش خود، بدترین نوع جهالت است.

بیشتر کسانی موفق شده اند که کمتر تعریف شنیده اند. 

هر کس مرتکب اشتباهی نشده، اکتشافی هم نکرده است.

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 19 / 12 / 1393 ساعت: 16:37

مرد درحال تميز كردن اتومبيل تازه خود بود كه متوجه شد پسرش تكه

سنگي برداشته و بر وري ماشين خط مي اندازد . مرد با عصبانيت

 دست كودك را گرفت و چندين مرتبه ضربات محكمي بر دستان كودك

 زد بدون اينكه متوجه آچاري كه در دستش بود شود در بيمارستان

كودك به دليل شكستگي هاي فراوان انگشتان دست خود را از دست داد .

وقتي كودك پدرخود را ديد با چشماني آكنده از درد از او پرسيد : پدر

انگشتان من كي دوباره رشد مي كنند ؟

مرد بسيار عاجز و ناتوان شده بود و نمي توانست سخني بگويد ،

به سمت ماشين خود بازگشت و شروع كرد به لگد مال كردن

 ماشين ... و ناگهان چشمش به خراشيدگي كه كودك ايجاد كرده بود

 خورد كه نوشته بود :

"دوستت دارم پدر"

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 19 / 12 / 1393 ساعت: 16:36

ساعت 3 نصف شب بود که صدای تلفن پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود . پسر باعصبانیت گفت چرا این وقت شب مرا ازخواب بیدارکردی؟ مادرگفت 25 سال قبل درهمین موقع شب تو مرا ازخواب بیدار کردی فقط خواستم بگویم تولدت مبارک. پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد صبح سراغ مادرش رفت .وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت...ولی مادر دیگر دراین دنیا نبود..... 

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 19 / 12 / 1393 ساعت: 16:35

جاذبه اصلی این شهر، تونل عشق (The Tuel of Love) نام دارد که به عنوان یکی از رمانتیک ترین مکان ها در دنیا شناخته می شود.

 

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 19 / 12 / 1393 ساعت: 16:32

 

به بعضیا هم باید گفت: ترجیح میدم برم توالت... تا بخوام برم تو لاوت....                      

برچسب: نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 18 / 12 / 1393 ساعت: 19:34

1- به احساسات کودکان پاسخ دهید نه به رفتارشان 2- سخنان حاکی از درک بر سخنان نصیحت و آموزش مقدم باشند. 3- شنیدن احساس ترس و غم و درماندگی کودک که در پشت انفجارهای خشم پنهان هستند. 4- برای یک کودک مهم تر این است که بداند چه احساسی دارد تا انکه چرا آن احساس را دارد 5- ما از آینه یک تصویر می خواهیم نه موعظه بنابراین نشان دادن احساسات کودکان به آنها کمک می کند که بهتر درک کنند که چه احساسی دارند. 6- تحسین فقط در مورد تلاش ها و موفقیت های کودکان باشد نه در با�

برچسب: چند توصيه به والديه در مورد فرزندان شان, نویسنده: یوسف فرهنگ تاريخ: 18 / 12 / 1393 ساعت: 19:31

صفحه بندی